معرفی 10 اختراع برتر ارائه شده توسط زنان مبتکر

معرفی 10 اختراع برتر ارائه شده توسط زنان مبتکر

در پایان قرن 20 ام، تنها 20 درصد از تمامی اختراعات ثبت شده به نام مخترعین زن مقرر شده است. زمانی که شما لیست معروف ترین اختراعات از طِی چند قرن گذشته را تهیه می کنید، تنها چند زن به عنوان مخترع حضور یافته است، این بدین معنا نیست که زن فاقد نبوغ یا روح خلاق است، هرچند این درست است که زن با دشواری های بسیاری در دریافت اعتبار برای ایده های خود مواجه می شود. برای مثال خانم Sybilla Masters را در نظر بگیرید، او در آمریکا زندگی می کرد. این خانم پس از مشاهده زنان بومی آمریکا، روش جدیدی را برای تبدیل دانه ی ذرت به آرد ذرت ارائه نمود، برای بدست آوردن حق ثبت اختراع خود به انگلستان رفت، اما قوانین در آن زمان این طور تصریح شده بود که زنان نمی توانند حق مالیکت داشته باشند، که شامل مالکیت معنوی مانند حق ثبت اختراع هم می شد. و در این حالت، حق مالیت به پدر خانم یا همسراشان تعلق می گرفت. در نهایت، در سال 1715 حق ثبت اختراع برای محصول خانم Sybilla Masters صادر شد، اما در سند به نام همسرشان، آقای توماس نوشته شده است.

چنین قوانین مالکیتی، مانع زنان بسیاری از دستیابی به داشتن حق انحصاری ثبت اختراع برای نوآوریشان در چند قرن پیش شده است. بعلاوه احتمالا زنان آموزش های فنی کمتری را نسبت به آقایان دریافت کرده اند، و همین آموزش های فنی نیز آنها را در بروز یک ایده هوشمندانه برای یک محصول واقعی کمک بسزایی خواهد کرد. از سوی دیگر با تعصب و تمسخر مردان در زمانی که از آنها برای تحقق ایده شان خواستار کمک می شوند نیز مواجه می گردند. و حتی برخی زنان ایده هایی ارائه می دهند که می تواند زندگی خانوادگیشان را بهبود ببخشاید، ولی در همین حال تنها برای نوآوری شان با تمسخر طرف مذاکره کننده مواجه می گردند.

Mary Kies اولین زن آمریکایی است که حق ثبت اختراع به نام خود را کسب کرده است. در سال 1809، او روشی نوین را برای بافندگی توسعه داد که یک مزیت اقتصادی برای کشور انگلستان محسوب می شد. با دریافت تکه کاغذی که نام وی بر روی آن نوشته شده بود، Kies راه را برای دیگر مخترعان زن به منظور اعتبار بخشیدن به ایده هایشان رهبری می کرد. در این مقاله، 10 محصول فوق العاده اختراع شده توسط زنان را برای شما معرفی می کنیم.


اره دایره ای Circular Saw

این داستان به اواخر قرن 18 بر می گردد. خانم Tabitha Babbitt در ماساچوست زندگی می کرد و به عنوان یک بافنده امور زندگی خود را می گذراند، اما در سال 1810، او مشاهده کرد که مردان چوب را با یک اره ی دو سر برش می دهند، این اره شامل دو دستگیره بود که برای بریدن به دو مرد به منظور وارد کردن نیروی کششی به اره به جلو و عقب بر روی چوب نیاز داشت. گرچه اره هر دو مسیر کشیده می شد، این تنها چوب را در زمانی که اره به جلو هل داده می شد نیز برش می کرد؛ عملا حرکت مسیر بازگشت اره بی فایده بود. Babbitt که متوجه می شد با این روش انرژی زیادی از مردان تلف می شود، بنابراین او یک نمونه از اره دایره ای (circular saw) را ایجاد کرد. برای این کار یک تیغه مدور به چرخ نخ ریسی خود متصل کرد بطوری که هر حرکت از اره تولیدی را منتج می شد. اما طبق احکام آن دوره، اختراع اره دایره ای به اسم Babbitt ثبت نشد.


کوکی چیپس شکلات chocolate chip cookie

هیچ شکی نیست که دستورالعمل های ارزشمند بسیاری برای پخت غذا وجود دارند که بصورت کاملا تصادفی در آشپرخانه ابداع می شوند، اما یکی از پایدارترین و خوشمزه ترین این دستورالعمل ها به کوکی چیپس شکلات (chocolate chip cookie) مربوط می شود.

Ruth Wakefield، به عنوان مربی تغذیه و مواد غذایی پیش از خریدن راهدار خانه (toll house) قدیمی در خارج از بوستون با همسرش کار می کرد. نقلا، راهدار خانه ها مکانی برای اسکان موقت مسافران جاده ای بود، یک غذای حاضری با سرعت میل می کنند و حتی اسب هایشان را تغذیه می کنند. Wakefield و همسرش، راهدار خانه را به یک مسافرخانه با یک رستوران تبدیل کرده بودند. در روزی از سال 1930، در حال پختن کوکی های Butter Drop Do برای مهمانان خود بود، در دستور العمل غذایی این کوکی آمده بود که شکلات باید آب شود، اما Wakefield از انجام این کار خسته شده بود. او یک بسته شکلات chocolate bar نستله تهیه می کند، و سپس به قطعات کوچکتر تبدیل کرده و درون خردکون خود می ریزد، و منتظر ماند تا قطعات شکلات در طِی پخته شدن آب شوند. در عوض شکلات شکل خود را حفظ می کند، و کوکی chocolate chip cookie متولد می شد.

نستله متوجه فروش بی سابقه شکلات های chocolate bars خود توسط خانم مخترع شد. بعدها آوازه خانم Wakefield از ماساچوست در همه جا پیچید، بنابراین خیلی ها تمایل داشتند تا او را ملاقات نمایند و نحوه پخت جدید کوکی را یاد بگیرند، بی شک یکی از دلایل معروفیت خانم مخترع حضور مسافران بسیاری بود که از شکلات های وی نوش جان می کردند. بعدها به پیشنهاد Wakefield، مسافران و تست کنندگان به شکلات های وی امتیاز می دادند. در سال 1939، آنها به فروش شکلات لقمه ای Toll House Real Semi-Sweet Chocolate Morsels شروع کردند، و دستورالعامل کوکی خانم Wakefield در پشت بسته شکلات چاپ شد.


لاک غلط گیر

Bette Nesmith Graham تایپیست خیلی خوبی نبود. با این حال، او در مقاطع بالا ترک تحصیل کرد و بعدها به عنوان یک کارمند ساده در بانک تگزاس مشغول کار شد. در دهه 1950، ماشین تحریر الکتریکی به تازگی معرفی شده بود. اغلب کارمندان مجبور بودند بخاطر یک اشتباه کوچک، کل متن یک برگه کاغذ را دوباره تایپ نمایند، از طرفی مدل جدید carbon ribbon ساخته شده بود که استفاده از آن برای تصحیح خطا ها مشکل و پردردسر بود.

یک روز، گراهام متوجه کارگرانی شد که بر روی پنجره بانک نقاشی می کردند. او متوجه شد در زمانی که آنها اشتباه می کنند؛ آنها به آسانی لایه دیگری از رنگ را برای پوشش دادن اشتباه اضافه می کردند، و او فکر کرد که می تواند این ایده را برای اشتباهات تایپی خودشان اعمال نمایند. گراهام با استفاده از دستگاه مخلوط کن، رنگ لعابی با آب مخلوط کرد و سپس درون بطری شیشه ای ریخت. در حین کار و در صورت بروز اشتباه، با استفاده از قلم براش و آبرنگی که درست کرده بود قادر بود تا به سرعت خطاهای خود را تصحیح نماید. در همین زمان ها بود که با اعتراض دیگر کارمندان مواجه شد، در نتیجه گراهام به تولید این آبرنگ در آشپرخانه خود ادامه داد. او همواره زمان زیادی برای آنچه که " Mistake Out" نامیده بود صرف می کرد و همین مسئله موجب شد تا او از کار اخراج شود. پس از بیکاری تغییر جزئی در محصول خود اعمال کرده و آن را به عنوان Liquid Paper تغییر نام داد و در نهایت در سال 1958 به نام خود ثبت اختراع کرد. هرچند با گذشت زمان کامپیوترها جای ماشین های تحریر در بسیاری از ادارات را گرفته اند، اما همچنان مردم بسیاری از این محصولات که حالا ما آنها را به عنوان لاک غلط گیر می شناسیم استفاده می کنند.


زبان کامپیوتری COBOL و کامپایلر

هنگامی که در مورد پیشرفت های صورت گرفته در علم کامپیوتر فکر می کنیم، ناخودآگاه کسانی همچونCharles Babbage ، Alan Turing و Bill Gates در ذهن ما خطور می کنند. اما دریاسالار خانم Grace Murray Hopper بی شک برای نقش سازنده خود در صنعت رایانه سزاوار ستایش است. او در سال 1943 به ارتش پیوست و در دانشگاه هاروارد مستقر شد، در آنجا خانم Hopper بر روی کامپیوتر های IBM's Harvard Mark I (اولین کامپیوترهای مقیاس بزرگ ایالات متحده) کار می می کرد. او سومین شخصی بود که این کامپیوتر را برنامه ریزی می کرد، و یک کتابچه راهنمای مربوط به عملیات نوشت. در دهه 1950، خانم Hopper کامپایلر را اختراع کرد، که دستورات انگلیسی را به کد های کامپیوتری تفسیر می کرد. این دستگاه بدین معنی است که برنامه نویسان می توانند کدها را آسان تر ایجاد نمایند و با اشتباهات کمتری مواجه می شوند. کامپایلر دوم Hopper نیز Flow-Matic بود که برای برنامه UNIVAC I و II مورد استفاده قرار گرفته بود، اینها اولین کامپیوترهای تجاری در دسترس بودند. او همچنین بر توسعه زبان مشترک کسب و کار گرا (COBOL) نظارت داشت، کوبول یکی از اولین زبانهای برنامه نویسی کامپیوتر بود. او جوایز بسیاری برای کارهایش دریافت کرده بود، و از مهمترین افتخارات این بود که بعدها یکی از ناوهای جنگی آمریکایی با نام او لقب گرفت.


سیستم مشعل رنگی

در سال 1847 همسر خانم Martha Coston فوت کرد، او در آن زمان تنها 21 سال داشت، و نیز باید از 4 فرزند نگه داری می کرد، اما او هیچ اطلاعاتی برای انجام این کار نداشت. او نوت بوک همسر مرده اش را زیر و رو می کرد که ناگهان طرحی را برای سیستم مشعل رنگی پیدا کرد که کشتی ها می توانند برای برقراری ارتباط در شب از آن استفاده نمایند. Coston در خواست کرده بود تا بار دیگر این سیستم آزمایش شود اما با شکست مواجه شد.

او مصمم بود، و حدود 10 سال را صرف تجدید نظر دوباره و تکمیل طراحی همسرش برای سیستم مشعل رنگی صرف کرده بود. او با دانشمندان و افسران نظامی بسیاری مشورت کرده بود، اما نمی توانست چگونگی تولید مشعل را درک نماید که روشن شود و برای استفاده در دراز مدت نیز آسان و راحت باشد. یک شب در حالی که به همراه فرزندانش در حال تماشای یک نمایش آتش بازی بود، ایده ای مبنی بر استفاده برخی فن آوری های آتش بازى (ترقه افشانی) برای بکارگیری در سیستم مشعل به ذهن او خطور کرد. در نهایت او توانست سیستم مشعل رنگی نیمه کاره همسرش را تکمیل کند، و اولین متقاضی این سیستم ها نیروی دریایی ایالات متحده بوده است، چنانکه در طول جنگ های داخلی همواره سیستم مشعل رنگی Coston مورد استفاده قرار می دادند.

متاسفانه، سیستم مشعل بهترین رویکرد برای Coston به منظور پشتیبانی خانواده اش نبود. طبق اسناد نظامی، Coston چیزی در حدود 1200000 مشعل برای نیروی دریایی در طول جنگ های داخلی تولید کرد. او نزدیک به 120000 دلار بدهکاری داشت و در نتیجه تنها 15000 دلار به وی پرداخت شد؛ البته در زندگی نامه شخصی خود خانم Coston از زبان خودش گفته شده که این مبلغ به دلیل زن بودنش به وی پرداخت نشد.


پاکت کاغذی چهار گوش مربعی

Margaret Knight مخترع پاکت کاغذی نیست، اما اینها اولین پاکت های کاغذی بودند که برای حمل چیزها کاربردی و مفید نبودند. پاکت های کاغذی بیشتر شبیه پاکت نامه بودند، تقریبا هیچ روشی نبود تا آنها به جز اصلی فروشگاه موادغذایی تبدیل نماید چنانکه امروزه هم هستند. بنابراین باید از خانم Knight برای این طراحی قدردانی کنیم. او دریافت که کف این پاکت ها باید مربعی شود؛ چرا که با توزیع وزن به سراسر پایه در این روش، پاکت ها می توانند چیزهای بیشتری را حمل نمایند.

در سال 1870، یک ماشین چوبی ایجاد کرد، این ماشین کاغذ ها را برش می داد، تا می کرد و حتی چسب کاری می کرد تا پاکت های کاغذی تولید شود. بعدها تلاش برای ساخت دستگاه ماشین خود در نمونه آهنی به منظور استفاده برای ثبت اختراع مشغول کار شد، او به این مورد پی برد که طراحی وی توسط مردی به نام Charles Annan، که چند ماه قبل ماشین چوبی وی را دیده بود نیز دزدیده شد. او توانست در برابر Annan مقاومت کند چرا که Annan مدعی بوده هیچ راهی که یک زن بتواند چنین ماشین پیچیده ای را توسعه دهد نیز وجود ندارد. خانم Knight به کمک طرح ها و یادداشت های خود نیز توانست طرح را به اثبات برساند، و در نهایت حق ثبت اختراع برای دستگاه مذکور در سال 1871 به وی اعطا شد.

اولین ثبت اختراع این خانم سخت بود. در سن 12 سالگی، او یک دستگاه استاپ موشن (stop-motion) توسعه داد. او بیش از 20 اختراع را به نام خود ثبت کرده است.


ظرفشویی

ممکن است فکر کنید اولین ظرفشویی (dishwasher) که اختراع شد، مربوط به کسی است ساعتها وقت خود را صرف شستن ظرف ها می کرد، و از زمان هدر رفته برای شستن ظرف ها ناله می کرد. در حقیقت، Josephine Cochrane کسی بود که حق ثبت اختراع برای تولید اولین ظرفشویی را دریافت کرده بود، در حالی که زمان زیادی را هم برای شستن ظرف ها صرف نمی کرد. انگیزه واقعی کار خود را برای اختراع چنین بیان کرده است که سرخوردگی بیش از حد خدمتکاران وی در شکستن ظروف چینی موروثی بعد از شام های مجلل بوده است.

Cochrane یک شخص مقتدر (آدمی که در میان پولداران شیک پوش و معاشرتی مقام برجسته اى دارد) بود و همواره مهمانی های بزرگی در خانه خود برگزار می کرد، همسر وی در سال 1883 فوت کرد، و او با بدهی بسیار زیاد تنها مانده بود. به جای فروختن ظروف چینی با ارزش خود، او به ساخت یک ماشین متمرکز شد که به درستی ظرف ها را خواهد شست. دستگاه او بر فشار قوی آب با هدف قرار دادن در چرخ دنده ى شانه اى از ظروف متکی کرده بود، و در نهایت حق ثبت اختراع برای دستگاه خود را در سال 1886 دریافت کرد. او ادعا کرد که ماشین وی به هیچ وجه به دشواری ترویج آن نیست. در ابتدا، ماشین ظرفشویی خانم مخترع توسط مصرف کنندگان اختصاصی مورد استفاده قرار گرفت، چونکه اکثریت خانواده ها فاقد آب گرم کن برقی بودند که برای اجرای این ماشین ضروری بود، و از طرفی خیلی ها برای پرداخت چنین پولی اجتناب می کردند چرا که معتقد بودند زنان خانه دار بصورت رایگان بدون پرداخت هیچ پولی این کار را انجام می دهند. بی واهمه، خانم Cochrane به سراغ هتل های بزرگ و رستوران ها رفت، چرا که این ماشین می توانست کاری انجام دهد که صاحبان هتل های بزرگ مجبور به پرداخت ده ها برابر بیشتر به کارکنان خود برای انجام این کار بودند. با گذشت زمان، و حضور پر بار زنان در جامعه موجب شد که این دستگاه در خانواده های بیشتری بکار گرفته شود.


برف پاک کن

در سپیده دم قرن 20 ام، Mary Anderson برای اولین بار به شهر نیویورک رفت. او تفاوت های بسیاری را در شهر نیویورک نسبت به یک شهر توریستی که امروز می بینیم نیز مشاهده کرد. هیچ صدای بوق تاکسی شنیده نمی شد، هیچ چیزی از رقابت هزاران خودرو در ترافیک های بعد از ظهر دیده نمی شد. خودرو هنوز در قدرت خلاق آمریکایی ها ظهور نکرده بود و در زمان سفر خانم Anderson به این شهر همواره خودروها بسیار نادر بودند، اما در نهایت این خانم چیزی را اختراع کرد که بعد ها در هر خودرویی به استاندارد تبدیل شده بود. در یکی از روزهای سفر خود که شهر به شدت از برف پوشیده شده بود، سوار خودروی برقی شد. او متوجه شد که راننده هر چند دقیقه یکبار مجبور به توقف خودرو برای پاک کردن برف پنجره جلوی خودرو می شود. در آن زمان تمامی رانندگان مجبور به این کار بودند. هنگامی که به خانه خود برگشت، او یک شیشه پاک کن بر روی یک دوک ماشین نخ ریسی (ماسوره) توسعه داد که به دستگیره داخلی از وسیله نقلیه متصل می شود. وقتی راننده نیاز به پاک کردن شیشه دارد او به سادگی بر روی دستگیره کشیده و با مالیدن شیشه پاک کن نیز آب از شیشه جلوی خودرو را پاک می کند. اختراع او نه ‌تنها دید رانندگان را بهتر کرد، بلکه جان انسان‌های بی‌شماری را نیز نجات داد. Anderson حق ثبت اختراع برای دستگاه خود را در سال 1903 دریافت کرد؛ تنها 10 سال بعد، هزاران آمریکایی صاحب یک ماشین با نوآوری وی شدند.


داروی ضد قارچ نیستاتین Nystatin

روابط عاشقانه از راه دور اغلب مشکل است، اما Rachel Fuller Brown و Elizabeth Lee Hazen اثبات کردند که روابط حرفه ای از راه دور می تواند نتایج تولیدی را ببار آورد. هر دو اینها برای وزارت بهداشت نیو یورک در دهه 1940 کار می کردند، اما Hazen در شهر نیویورک و Brown در آلبانی مستقر بود. برخلاف میلشان، هر دو بر روی داروهای نابودکننده قارچ ها همکاری می کردند.

در نیویورک، Hazen نمونه خاک ها را تست می کرد برای مشاهده اینکه آیا هر یک از موجودات زنده در معرض قارچ ها عکس العمل نشان خواهند داد. اگر این فعالیت وجود داشته باشد، Hazen کوزه پر از خاک برای Brown خواهد فرستاد، و سپس Brown به استخراج عامل که موجب واکنش در خاک می شود را تلاش خواهد کرد. هنگامی که Brown عنصر فعال را پیدا کرد، برای همسرش کسی که خاک را در برابر قارچ ها دوباره چک می کند نیز فرستاد. اگر ارگانیسم موجب کشته شدن قارچ شود، آن برای سمی بودن (toxicity) ارزیابی خواهد شد. بسیاری از این نمونه ها اثبان کردند که بیشتر سموم برای استفاده انسان است، اما در نهایت این دو به داروی موثر کشنده قارچ ها در سال 1950 دست یافتند. آنها نام دارو را Nystatin نامیدند. این دارو، در حال حاضر تحت انواع نام های تجاری به فروش می رسد، درمان عفونت های قارچی بر روی پوست، مهبل (واژن) و سیستم روده موثر است.


کولار Kevlar

این تنها قرار بود یک کار موقت باشد. خانم Stephanie Kwolek موقعیتی در DuPont در سال 1946 بدست آورد چنانکه او می توانست پول کافی برای رفتن به دانشکده پزشکی را جمع کند. در سال 1946، هنوز آنجا بود، و بر چگونگی شکل دادن پلیمرها به الیاف مصنوعی فوق العاده قوی تحقیق می کرد. او با پلیمرهایی کار می کرد که دارای مولکولهای میله-مانند بودند که همه در یک جهت صف بسته بودند.

در مقایسه با مولکولهایی که دسته های درهم و برهمی را تشکیل می دهند، او به خطوط یکنواختی فکر می کرد که مواد بدست آمده را قوی تر می ساختند، هرچند یافتن راه حلی برای انجام این کار بسیار مشکل بود. او در نهایت چنین راه حلی را با مولکولهای میله مانند آماده کرد، اما آن را بر خلاف تمامی راه حل های دیگر مولکولی خود که تا به حال ساخته بود نیز دنبال کرد. گام بعدی اجرای آن از طریق تارساز (نخ ریس spinneret) بود، یک ماشین که الیاف تولید می کند. اما گرداننده این دستگاه درخواست Kwolek برای استفاده از این ماشین رد کرد، چرا که مابقل Kwolek، کسان دیگری راه حل هایی داده بودند و از دستگاه تارساز استفاده کرده بودند اما روش های آنها موجب خرابی دستگاه شد.

اما خانم مخترع ایستادگی کرد تا در نهایت صاحب دستگاه به او اجازه انجام این کار را داد، حالا یک فیبر دارد که اونس به اونس آن قدرت فولاد را دارد. این مواد به Kevlar لقب گرفت، برای تولید وسایل اسکی، تایرهای رادیال و لنت های ترمز، کلاهها، تجهیزات کمپینگ و ... مورد استفاده قرار گرفت. برجسته ترین نمونه قابل استفاده از Kevlar برای ساخت جلیقه های ضد گلوله بود، گرچه خانم Kwolek موفق به رفتن به دانشکده پزشکی نشد، اما او با اختراع خود جان انسان های بسیاری را نجات داد.


منبع : howstuffworks
مطلبی که مطالعه نمودید ترجمه کامل از لینک منبع می باشد و هرگونه اشتباه در جزییات به عهده مرجع می باشد

qr-code

دنیای فناوری - بهترین ها در زمین
ملت
برچسب ها سفارش تبلیغ برچسب ها تماس با ما
برچسب ها تمامی برچسب ها برچسب ها لیست تمامی کاربران